مدح و مناجات با پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
عرش را در زیر پا داری و بالا میروی صبح و ظهر و شب که تا در نزد زهرا میروی گفتی از مسجد دری را رو به زهرا وا کنند این چنین از منبر ساحل به دریا میروی ابروان مرتضی را کردهای محراب و بعد با همین نقش کج آخـر تا ثـریا میروی غزوه یا شعب ابیطالب چه فرقی میکند؟ خاطرت آسوده با حیدر به هر جا میروی اول از آتش پرستان بنده میسازی و بعد پای این دل بردن از سلمان، به “منّا” میروی درد ما را گوشۀ چشم تو درمان میکند قـلب سلمان را نگـاه تو مسلـمان میکند |